۩۞۩خاطرات خوابگاه۩۞۩

مقدمه

اين خوابگاه هم جاي عجيبيه هانيش_خند! ادماي مختلف از شهراي مختلف.رفتاراي مختلف و اتفاقات جالب. اين خوابگاههاي دخترونه(پسرارو نميدونم) چندتا وي÷گي دارن:                  1.همسايه اين خوابگاهها هميشه از صداي جيغ دخترا عاجزن.خدا وکيلي جيغم مي کشنااااا.البته مي کشيمااااازبان_درازی.  2.اين مشترک همه دانشجوهاس:تا قبل امتحاناي پايان ترم همه شباي خوابگاه شباي مهمونيه.يه شب اتاق اين رفيق يه شب اتاق اون رفيق.(عدالت رعايت مي شه اتاق همه مي ريم!) اين خوبه اتاق روبه رويه ما کلان نبودن!. ولي يه بدي هم داره اينکه به جز چاي هيچي بهت نميدندهن_كجی يعني ندارن که بدن(ميوه کيلويي...) بگذريم. حالا هم که هوا خوب شده بعد از ظهرا هم توي حياط پلاسيم.بستني خوردنو...(خداااااااا چقدر توي خوابگاه به ما سخت مي گذره)    3.اين تلفن کارتياي خوابگاه!شبا صفش مثه صفه قند و شکر شلوغههههههه.کسي هم که بره پاي تلفن بستگي به مورد مکالمه يا انقدر بلند حرف مي زنهعصبانی و حاله همه رو مي پرسه به نوه عموي اصغر اقا هم ميرسه! يا اينکه انقدر يواش حرف مي زنه که ميميري از فضولي البته عذاب وجدان هم داري که مانعه مکالمشوني ولي خووووووووووووب ما هم که اصلا نمي دونيم با کيييي حرف ميزنه. ولي يه چيزه بدي هم هست اينکه اگه بعد از نودو بوقي هوس کني با رفيقت (مجاز)حرف بزني و بري پاي تلفن و يواش و طولاني حرف بزني ديگه تمومه.... اين بلا چند بار سره خودم اومده.گريان  4. اه اه اه اين مسول خوابگاهو با يه من عسلم نميشه خورد.من که انقدر ازش بدم مياد. چندشم ميشه نگاش مي کنم.ولي خوب چاه اي نيست کارمون گيرشه. وااااااااي خدا نکنه کاري کني احضارت مي کنن دفتر خوابگاه انقدر جفنگ بارت مي کنن که اخراش(از بس که قاطي کردي)فقط ميگي "چشم.حتما"  تو دلتم ميگي عجب غلطي کرديمااااا  5. در خوابگاهو شبا زود مي بندن.ماله پسرا اينجوري نيست.مثه گارا÷ه{$lang_emotions_tongue-out}اگه دير بياي(کارتتو مي گيرن و دفتر خوابگاهو....(البته بستگي به نگهبانه اون شبم داره . يکيشون زياد گير نميده). بقیشم حوصله ندارم بعدا می نویسم.